تبليغاتX
گلدکوئست میناب

گلدکوئست میناب

وبلاگ مخصوص اعضای گروه Qi-Iran Team در شهرستان ميناب

طریقه نصب In-Voice

 

سلام عزیزان.
در جواب یکی از دوستان، در مورد طریقه نصب نرم افزار توی سایت مهراب توضیح داده شده. در مورد نصب هم چند فایل زیر رو بخونید:

نصب از طريق DialUp
نصب از طریق WIFI
راهنمای چراغها

از طريق Dial-up و ADSL.
در زمان نصب دقت کنید که سیم تلفن چند سیم است. اگر ورودی دستگاه ۶ سیم بود، از کابل ۶ سیم و اگر ۴ سیم بود از کابل ۴ سیم استفاده کنید.
در ضمن یک راهنمای چراغ هم هست که میتونید مراحل روشن شدن اونها رو هم چک کنید.
در ضمن اگر از طریق ADSL وصل میشید، راه بهتر هم هست، و اون استفاده مستقیم از یک روتر ADSL دیگه هست. بدین ترتیب که یک سیم از خروجی روتر به ورودی Migs (دستگاه In-Vioce) وصل میکنید و اینترنت رو از طریق یک روتر دیگه وارد دستگاه میکنید.

لازم به توضیح هست که خود دستگاه In-Vioce هم یک روتر ADSL هست و فرقی با همون روتر خودتون نداره، تنها فرق In-Vioce اینه که از اون میتوان خط آزاد گرفت و اون توسط کمپانی برنامه ریزی شده است.

اگر نصب مسئله داشت یک گروه متخصص در دفتر دبی هست که مراحل نصب و ایرادتون رو حل میکنه.


منبع: کوئست کرمانشاه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 11:10  توسط علی  | 

بیایید از این به بعد ما هم کف بزنیم

 

در بلندگوي سالن اسم شما را اعلام مي كنند و از شما مي خواهند جهت دريافت جايزه بالاي سكو برويد. جمعيت سالن يك ريز براي شما كف مي زنند. اين موفقيت بزرگي كه شما در رخ دادن آن سهم مهمي داشته ايد. پس جمعيت حق دارد براي تشويق شما يكپارچه كف بزند. خوب سوال اين است: «شما چه مي كنيد!؟»

بالاي سكو مي رويد دستان خود را با افتخار بالا مي بريد و از شادي بالا و پايين مي پريد!؟ يا اين كه در مقابل جمعيت تعظيم كرده و از آن ها كه به شما لطف دارند تشكر مي كنيد و خود را خوارتر و حقيرتر از آن مي دانيد كه لياقت اين همه ابراز احساسات را داشته باشيد!؟ يا اين كه براي آن ها فقط دست تكان مي دهيد و يا بي تفاوت به جمعيت خيره مي مانيد و فقط گه گاه سرتان را به علامت تشكر تكان مي دهيد!؟

اما نكته اين جاست كه جمعيت براي جسم و بدن شما كف نمي زند! آن ها براي موفقيت و كار بزرگي كه توسط شما صورت گرفته دست مي زنند و هورا مي كشند. پس چرا شما هم همراه ايشان براي آن موفقيتي كه رخ داده و براي مردمي كه توانسته اند ارزش اين موفقيت را درك كنند و به خاطر اين درك تحت تاثير قرار گرفته اند متقابلا كف نمي زنيد؟! بله! شما هم بايد از لحظه اعلام اسم خود و بلند شدن از صندلي تا هنگام بالا رفتن از پله ها و ايستادن روي سكو، همپاي جمعيت كف بزنيد! پس چرا بي جهت دست تكان مي دهيد و تعظيم مي كنيد؟!

با كف زدن همپاي جمعيت، شما در واقع براي خودتان كف نمي زنيد بلكه براي كاري كه انجام شده دست مي زنيد و خوشحالي مي كنيد. در اين صورت هم خود را با جمعيت يكي مي دانيد و خود را برتر از بقيه نمي شماريد و هم واضح و مشخص مي گوييد كه براي شما هم ارزش كاري كه انجام شده از شخصي كه اين كار را انجام داده بسيار بيشتر است و شما هم مثل همه حاضرين معتقديد كه بايد هميشه قدردان تلاش و كار قهرمانانه باشيم و بي جهت در هر كاري به دنبال قهرمان نگرديم!

مديران موفق شركت هاي بزرگ هوندا و سامسونگ و فورد گرفته تا مايكروسافت و گوگل و ياهو هرگز در شركت خود به دنبال قهرمان نبوده و نيستند. آنها بيشتر از آن كه در جست و جوي يك فرد خاص باشند به دنبال يك تلاش گروهي مشخص و نتيجه بخش مي گردند و در سالن هاي اصلي اين شركت ها عكس دسته جمعي گروههاي كاري و ليست كارهايي كه انجام داده اند روي ديوارها آويزان شده است. در قرن بيست و يك و عصر تكنولوژي ارتباطات، داشتن قهرمان در يك مجموعه وقتي كار قهرمانانه اي انجام نمي شود به هيچ دردي نمي خورد. اتفاقا بسياري معتقدند كه نگهداري قهرمانان هزينه بر است و اگر آن ها قصد دارند با يادآوري گذشته قهرمانانه خود حقوق بيشتري طلب كنند و فضا را اشغال كنند، همان بهتر كه بازنشسته شوند و جاي خود را به گروههاي كاري مثمر ثمر و مؤثر تر بدهند.

اگر مي بينيد كسي در كنكور ورودي دانشگاه ها نفر اول مي شود، اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه براي اول شدن او، صدها نفر ديگر (از معلم و دوستان مدرسه تا پدر و مادر و خواهر و كتابدار و ...) نيز دخيل بوده اند. در واقع در يك چرخه هماهنگ، هدفدار، پايدار و با ثبات براي اين نفر اول فرصت لازم براي اول شدن فراهم شده و او هم از اين فرصت استفاده كرده و جايگاه نخست را از آن خود ساخته است.

اگر مي بينيد در مسابقات جهاني، تيمي اول مي شود، فقط به دنبال اسامي ثابت و مشخصي براي ثبت افتخار به نام او نگرديد. اگر خوب دقت كنيد خواهيد ديد كه يك مجموعه بسيار بزرگ (از مربي و باشگاه و منابع مالي تامين كننده مالي تيم گرفته تا تماشاچي و خانواده و حتي رسانه ها) همگي به نحوي در پيروزي اين تيم دخيل بوده اند.

وقتي هميشه در هر تلاش پيروزمندانه فقط سراغ قهرمان را بگيريم و بقيه دست اندركاران پشت صحنه را ناديده بگيريم، بايد به ناچار هنگام شكست نيز سراغ مقصر را بگيريم و از سهم بقيه عوامل در فراهم ساختن شرايط شكست غافل شويم.

به جاي قهرمان سازي و بزرگ كردن بي مورد اشخاص خاص در گروههاي كاري و ناديده گرفتن زحمات بقيه اعضاي گروه، بياييد براي «خود تلاش قهرمانانه» ارزش قائل شويم و براي آن كف بزنيم. بد نيست به آن داستان سرخپوستي اشاره كنم كه: «روزي يك قبيله پرجمعيت سرخپوست از يك گروه كوچك و ضعيف مهاجمين شكست خوردند. وقتي از پير قبيله دليل شكست را پرسيدند گفت: ما سرخپوست رئيس و سرخپوست قهرمان زياد داشتيم ولي در مقابل سرخپوست معمولي و جنگجو نداشتيم! براي همين شكست خورديم. در واقع تقريبا همه افراد قبيله ما سرخپوست رئيس و قهرمان بودند و خودتان كه مي دانيد!؟ سرخپوست رئيس كه نمي جنگد!!!»

 

Qi-Iran Team

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 20:6  توسط علی  | 

Bonvo.com – دروازۀ آن لاین جدید برای مسافرت های شما!


Bonvo.com – دروازۀ آن لاین جدید برای مسافرت های شما!

 

 

11 September 2006- Bonvo.com به طور رسمی آغاز به کار کرده است! با بیش از 850 خط هوایی، 60000 هتل و تورهایی که 200 کشور را پوشش می دهد دیگر نیازی ندارید برای برنامه ریزی تعطیلات وقت خود را در آژانس های مسافرتی تلف کنید. چرا باید برای رزرو پرواز و هتل و غیره دائم به آژانس ها تلفن کنید و به اعصاب خود فشار بیاورید؟ زمان "لطفاً گوشی را نگه دارید" دیگر به سر آمده است! با استفاده از Bonvo بدون اینکه خانه یا دفتر گرم ونرم خود را ترک کنید تمام هماهنگی های سفر خود را انجام داده و همزمان تایید آن را دریافت کنید!

تخفیف مخصوص به مناسبت آغاز به کار- همین امروز ازBonvo استفاده کنید وبرای بار بعد 50 دلار آمریکا تخفیف خواهید گرفت! این آگهی مشمول شرایط است. برای اطلاعات بیشتر به www.bonvo.com مراجعه کنید!

منبع: کوئست کرمانشاه 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 6:28  توسط علی  | 

جنبه مثبت

 

با هر پاياني شروعي تازه فرا مي رسد. با هر نااميدي، فرصت جديدي براي موفقيت پيش مي آيد.

با هر اشتباه درسي جديد و ارزشمند براي يادگيري، به دست مي آيد. با هر شكست، موقعيت جديدي براي موفقيت فراهم مي شود.

با هر ياس و ناكامي، انرژي براي حركت به سطح بالاتري از پيشرفت، كسب مي شود.

در هر مبارزه راه حل جديدي براي عمل كردن يافت مي شود.

با هر لحظه تاريك، شانسي براي ايجاد تفاوتي اساسي ايجاد مي شود. با هر غم و اندوه قدرداني بيشتري حاصل مي شود.

با هر ضرري اراده بيشتري براي پيروزي و برنده شدن كسب مي شود.

اگر چه زندگي موانع و مشكلات فراواني دارد، اما براي هريك از آنها جنبه مثبتي نيز وجود دارد. انتخاب كن كه واقعيت مثبت را ببيني و با آن زندگي كني. هيچ مسئله اي  براي زماني طولاني مسئله نخواهد بود.

 

Qi-Iran Team

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 13:12  توسط علی  | 

وبلاگ گروه Qi-Iran Team يك ساله شد

 

تولد يك سالگي وبلاگ گروه Qi-Iran Team را به دوست و ليدر خوبم "رضا ش" تبريك عرض مي كنم و اميدوارم هر روز با قدرت بيشتر به كمك بقيه اعضاي گروه ادامه مسير دهند.

براي مطالعه مقاله "رضا ش" مدير وبلاگ Qi-Iran Team به مناسبت سالگرد تاسيس اين وبلاگ اینجا كليك كنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 5:26  توسط علی  | 

از هیچ همه چیز بسازید.

 

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است

پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.

 

منبع: وبلاگ کوئست کرمانشاه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 3:19  توسط علی  | 

سه مسئله بزرگ

سوال: چطور انگيزه شخص را برای ورود تقويت نماييم ؟

جواب: بايد واقعيت را به طرف بفهمانيم و او را از وضعيتي كه در آن به سر ميبرد و خبر ندارد آگاه کنيم. بايد به او بفهمانيم كه نيازها و جهان با چه رشد تصادي اي از ما پيشي گرفته اند و ما چقدر عقب هستيم . جمله اي بگوييد كه ۱- طرف بد بودن وضع موجود را درک كند  ۲- بخواهد تصميم بگيرد كه شرايط خودش را عوض كند .

سوال: يكي از مسایل اين است كه ديگران ما را باور نميكنند چون تازه وارد هستيم و هنوز موفق نشديم ، راه حلش چيست ؟

جواب: ما يك پتانسيل نهفته در مجموعه داريم كه اسم آن پتانسيل جمع است . كساني كه شخصيت تاثيرگزار دارند و به سود رسيده اند را بياوريد تا كار Follow Up را انجام بدهند . يعني دوستان را جمع كنيد تا Follow گروهي داشته باشيم . اين كار نيم ساعت وقت هم نميبرد . پرزنتر بايد خودش تاريخ Follow Up را در جلسه پرزنت تنظيم كند و برود . اين خيلي خوب است .

سوال: يكي خودش پر از انرژي است اما دايركتهايش اصلا وقت نميگذارند چرا ؟

جواب: به دو دليل:

 ۱- افراد موقعي که کسي را ورودي ميکنند ، با گفتن يکسري جملات و كلمات اغراق آميز ، تعهدات طرف مقابل را كم مي‌كنند . مثلا ميگويند تو بيا و روزي نيم ساعت وقت هم بگذار يا تو بيا و بقيه اش را به من بسپار . اما بايد طرف را موقع خريد ، روشن كنيم و بگوييم كه با روزي يكي دو ساعت وقت گذاشتن هم امكانپذير هست ، اما براي اينكه نتيجه‌ دلخواه بگيري بايد خيلي وقت بگذاري مثلا فقط سه روز مرخصي بگيري تا آموزشهايت را تمام كني و ...  

 ۲- بايد Visionهايش را تقسيم بندي كنيم . بايد مشكلات طرف را جلوي چشمش بياوريم .  بايد آرزوهايش را به يادش بياوريم اما روي آرزوهاي خيلي بزرگ و دست نيافتني تاكيد نكنيم در عوض آرزوهاي قابل دسترسش را يادآوري کنيم . مثلا بگوييم : تو نميخواهي به جاي پيكان ، يك پرايد بخري ؟ يا تو نميخواهي بدون دغدغه خاطر سالي يك ماه مسافرت به خارج داشته باشي ؟

با تشکر از وبلاگ موفقیت = تمرکز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 22:30  توسط علی  | 

اطلاعات مهم در مورد چیدمان UVها


در مطالب پيشين در مورد چگونگي چيده شدن TCهاي 004 به بعد براي خريدهاي ۲۱ UV و...  توضيح داده بودم. براي تاكيد بیشتر در مورد قانون چیدمان UVها، لطفا توجه داشته باشید که در هنگام خرید، تمام UVهای محصول خریداری شده شما باید به TCهای مورد نظر شما اختصاص یابند. تنها مراكز درامد‌ي (TC) برای جایگذاری در آینده در بانک TC قرار میگیرند(منظور TC۰۰۵ ،TC۰۰۴،... است) ، نه امتیازها (UVها).

به عنوان مثال: اگر یک نماینده (IR) وکیشن تیپ A را خریداری کند، ۲۱ UV امتیاز دریافت میکند، که باید تمام ۲۱ امتیاز را روی ۳ TC قرار دهد. درحالی که ۱۸ TC باقیمانده در بانک TC قرار میگیرند تا در آینده فعال شوند و امکان تخصیص امتیاز را داشته باشند.

با تشکر از مردان دنیای آینده

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 9:55  توسط علی  | 

چقدر شبيه خودت مي شوي وقتي . . .

 

·        در لحظه لحظه زندگي ات بهار را جاي مي دهي.

·        با توكل به خدا و عزمي راسخ، چرخ هاي كاميابي زندگي ات را به حركت در مي آوري.

·        با صبر و حوصله بي قراري هايت را درمان مي كني.

·        واژه هايي مانند «خود كم بيني، حقارت و ...» را نمي شناسي و برايت وجود خارجي ندارند.

·        با قلبي شاد و پراميد، آنقدر به مشكلات زندگي ات مي خندي تا از پا در آيند.

·        هميشه طوري زندگي مي كني كه رفتار هايت، افكار و انديشه هاي مثبت تو را تاييد كنند.

·        آن قدر با خدا مانوس هستي كه هيچ وقت احساس تنهايي نمي كني حتي اگر در جزيره اي متروك باشي!

·        آخر هفته هايت را به مسافرت اختصاص مي دهي. اين مسافرت مي تواند بيرون آمدن از خانه و رفتن به اطراف شهر محل سكونتت باشد.

·        در هر شرايطي سعي مي كني كه در جاده زندگي، قدم هايت را محكم و مطمئن برداري.

·        در لحظه هاي دلتنگي، مانع حضور اشك نمي شوي، مي بيني چه زود آرام مي شوي!؟

·        هيچ گاه و در هيچ زمينه اي، وارد مسايل حاشيه اي نمي شوي.

·        افق گسترده و روشن رويت را به وضوح مي بيني.

·        از شنيدن آواهاي طبيعت حتي صداي تكان خوردن سريع بال هاي كوچك يك زنبور لذت مي بري.

·        احساس قدرداني ات را نسبت به پدر و مادرت، به بهترين و زيباترين شكل ممكن ابراز مي كني.

·        يكي از مهم ترين اهداف زندگي ات، تربيت معنوي كودكت است.

·        اصلي ترين نقطه ضعفت را شناسايي كرده و با تمرين روزانه، آن را به نقطه قوت تبديل مي كني.

 

 

Qi-Iran Team

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 9:27  توسط علی  | 

وبلاگ B-Team فقط براي چند ساعت هك شد.

سلام به همه همكاران خوب و دوست داشتني؛

 

متاسفانه ساعتي پيش باخبر شديم كه در يك حركت بسيار ناشايست، كثيف، زشت و غيراخلاقي وبلاگ زيباي B-Team توسط فردي ناشناس فقط براي چند ساعت هك شده است.

لذا با توجه به تماس مهدي عزيز كه مدير وبلاگ و گروه B-Team و از دوستان خوب و صميمي ماست در صدد بر آمديم تا شما دوستان را در جريان اين عمل بسيار ناپسند قرار دهيم و به نوبه خود ضمن محكوم كردن اين اقدام، از شما دوستان عزيز مي خواهيم با توجه به مسائل پيش آمده نكات زير را حتما رعايت كنيد:

1 – از قرار دادن پسورد ايميل و يا وبلاگ خود به ديگران و حتي نزديكان خود جدا خودداري كنيد.

2- البته الان مسئله پيش آمده براي وبلاگ B-Team حل شده است و شما به راحتي مي توانيد مثل سابق از اين وبلاگ استفاده كنيد.

3 – ما در كوئست دشمن زياد داريم و براي خنثي كردن توطئه دشمنانمان به ياري شما دوستان نياز داريم.

4 – از باز كردن و دانلود كردن ايميل ها و فایل هاي ناشناس و يا ايميل هايي كه 181 يا 182 يا 179 كيلوبايت حجم دارند و يا هر ايميل مشكوكي خودداري كنيد.

 

ضمن تبريك به مهدي عزيز به خاطر آغاز به كار دوباره وبلاگ B-Team هرچند با يك وقفه چند ساعته اما نگران كننده، شما مخاطبان صميمي و خوب وبلاگ هاي كوئست مي توانيد آخرين اخبار در رابطه با آغاز به كار دوباره وبلاگ B-Team را با هر آدرسي از وبلاگ های کوئستی، از طريق همين وبلاگ یعنی Qi-Iran Team  ويا آدرس قبلي B-Team پيگيري كنيد.

 

منتظر اخبار بعدي ما در اين رابطه باشيد.

 

 

ما با اتحاد خود به همه ثابت خواهيم كرد كه:

 

همه با هم پشت ما كوهه

 

Qi-Iran Team

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:8  توسط علی  | 

تکذیب شایعه تاسیس نتورک جدید توسط شرکت هدف سازان

شرکت هدف سازان پویا در زمستان سال 1384 شمسی تاسیس و فعالیتهای خود را از این تاریخ آغاز نموده است.
از جمله اهداف بنیانگذاران شرکت ، تاسیس « گروه نرم افزاری رادمهر» برای انجام فعالیتهای حرفه ای و فناوری نوین در زمینه نرم افزارهای مدیریت و اتوماسیون بازاریابی نوین در سطح عالی بوده  و به اعتقاد موسسین شرکت ، خدمات این گروه در جهت  ارتقای جایگاه شغلی ، افزایش راندمان ، ارائه راه حل های منطقی و کاربردی  و همچنین تسهیل امور اجرایی و سازماندهی بازاریابی نوین با توجه به سطح نیازهای کاربران می باشد.    
به موجب مصوبه هیات مدیره و با توجه به مفاد اساسنامه و چشم انداز شرکت در بخش بازاریابی ، کلیه پروژه های مربوطه با عنوان تامین کننده خدمات بازاریابی « Marketing Service Provider » نظیر مشاوره ، نرم افزار ، اطلاع رسانی ، ترجمه و تالیف کتب و برگزاری همایش می باشد.

 

برای تهیه نرم افزار بی نظیر رادمان اینجا کلیک کنید

همه با هم پشت ما کوهه

Qi-Iran Team

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 7:17  توسط علی  | 

نرم افزار استثنایی رادمان متولد شد

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 21:34  توسط علی  | 

من و فرشته درونم

امروز در آغاز خلاقيت و تحقق خويش به مرور افكارم مي پردازم. افكاري كه به نوعي باورهاي القايي و قطعي تبديل شده اند. گويي هيچ راهي براي تغيير آن ها وجود ندارد و هر قدم مهر تاييدي است بر اثبات آن، و توجيهي براي تمام بي كفايتي هاي خود. تلاشي براي بي تلاشي و بي تاثيري. انگار تنها يك روزنه با نگاهي محدود، آشفته، ناايمن و آزاردهنده براي ديدن دنياي نامحدود وجود دارد. همه چيز در تاريكي و ابهامي زاده از باورها و افكاري از روي ندانستن و باور نكردن محدوديت روزنه نگاه. اكنون مي خواهم نوعي ديگر به خود جهان بنگرم، مي دانم حقيقت فراتر از باورهاي دروغين و محدود من است و بايد آنها را با چشماني بينا ببينم، درك كنم و به آن بيانديشم.

گويند روزي در خانه اي دور از شهر مردي زندگي مي كرد كه مي دانست مي خواهد روزي خود را بيابد، اما چگونه، نمي دانست. هر روز در اطراف خانه پرسه مي زد و دنبال چيزي كه نمي دانست چيست، مي گشت. او هر روز نا اميد تر از روز قبل به خانه بر مي گشت. تا اين كه تصميم گرفت به جاي بيهوده گشتن و نيافتن، خود را تسليم مرگ كند، گور خود را حفر كند و در آن جا به انتظار مرگ بنشيند. براي آسودگي از گزند آفتاب و باران شروع به كندن اين گور در خانه خود كرد. هر روز با دست هاي خالي خاك ها را كنار زده و كف زمين را گود مي كرد. تا اين كه روزي به سنگ زرين بزرگي برخورد نمود كه قادر به جابه جايي آن نبود.بسيار اندوهگين شد كه روزگار حتي براي مردن نيز روي خوش به او نشان نمي دهد. در اوج اندوه و نا اميدي به خواب رفت. ديد كه اطراف سنگ زرين را چال مي كند، در قسمت زيرين آن به شي اي كليد مانند برخورد كرد وقتي آن را چرخاند سنگ به دو نيم شد، نوري زردرنگ به بيرون تابيدن گرفت و نوشته حك شده بر قلبش را روشن ساخت «تو كه براي مردن اين گونه تلاش مي كني، چگونه براي زندگي كردن راهي نمي يابي؟ تو كه براي مردن آسودگي مي طلبي، چگونه براي زندگي كردن رنج را انتخاب كرده اي؟»

با خود به انديشه فرورفت. آن روز كه خود را براي زندگي دور از غوغاي انسان ها آماده كرده بود مي خواست به تعالي برسد و اكنون به انتخاب مرگ رسيده. اين جا بيرون از شهر، به دور از انسان ها در غم تنهايي، براي خود سوگواري مي كند، در حالي كه مردمان در كنار يكديگر مي انديشند، عمل مي كنند، به يكديگر ياري مي رسانند، و براي بودن و شدن تلاش مي كنند. سنگ زرين را چرخاند، آسمان آبي شهر، ستارگان درخشان، كوچه باغ هاي پر گل و پرندگان آزاد را مشاهده كرد. آرزوي زندگي در او تجلي يافت، بار خود را بست تا با باورهاي نو ادامه راه دهد.

درست است افكار ما همان گونه نيز قادرند ما را در اعماق اقيانوس باورهاي غير منطقي به مرگ بكشانند. باورهايي كه دل دادن به آنها جز آزرده گشتن ثمري ندارد. پس بايد كليد زندگي را جست و جو و نوعي ديگر نگريستن را آغاز كرد.

و ابتدا جست و جوي اين كه كدامين باور مرا به گودال سياه ناباوري وارد ساخته است؟ كدامين باور سياه چال پذيرش مرگ را برايم آماده كرده است؟

كدامين باور چشمك هاي پرفروغ مرا به سوسوزدن بدل كرده است؟

اين كه من بايد مورد تاييد ديگران باشم، در غير اين صورت فرد بي كفايتي هستم.

-         اين كه ديگران بايد با من منصفانه و با ملاحظه برخورد كنند و الا ...

-         اين كه اگر به آنچه مي خواهم نرسم زندگي غير قابل تحمل مي شود.

-         اين كه تحمل مشكلات و سختي ها نشانه بدبخت بودن من است.

-         اين كه نبايد در تصميم گيري دچار مشكل شوم، اگر اشتباه كنم . . .

-         اين كه بايد هميشه در كارهايم موفق باشم در غير اين صورت . ..

-         كدامين باور؟!!!!

 

و حال كه يافتمش آيا مي خواهم همچنان در چنگال اين باور اسير باشم؟ پاسخ منفي است.

مي خواهم راه جديد را تجربه كنم. هر روز در پي رويدادي يك باور را تحليل مي كنم و آن را از نو مي سازم.

و مي دانم موفقيت از آن كساني خواهد بود كه مايل به داشتن بال پرندگاني تيز چنگ براي شكار لحظه ها، تيز چشم براي ديدن روزنه نجات و قوي پنجه براي برداشت موانع از سر راه هستند.

اگر تو آن پرنده اي كه با من به سرزمين روشنايي، به سرزمين پاكي، به سرزمين بودن براي بهره بردن، بودني با تجلي نور در ناباوري ظلمت بيا.

 

 

رضا ش

 

Qi-Iran Team

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 16:4  توسط علی  | 

اتاق گفتگوی اعضای گلدکوئست

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 22:26  توسط علی  | 

حتما بخوانید و امضا کنید

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 15:33  توسط علی  | 

ذهنیت و تفکر یک حرفه ای درباره بازاریابی شبکه ای

 

 مجله همه چیز شماره 11و12

 

 

20روش ثابت شده برای رسیدن به بهترین موقعیت در نت ورک

 

همانند یک بازاریاب شبکه ای برجسته بیاندیشید تا یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید. درصورتی که نمونه های ذهنی و فکری یک بازاریاب برجسته را بپذیرید و قبول کنید , می توانید با قدرت هر چه تمام تر , دوره زمانی لازم برای تبدیل شدن به یک بازاریاب برجسته تسریع بخشید , زیرا منطقی ترین روش یادگیری شیوه آزمایش و خطاست .

 

در اینجا بیست روش و نکته ثابت شده برای رساندن شما به بهترین موقعیت آورده شده است :

 

1-یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب برجسته شوید؛ دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید , از آن استفاده کنید .

 

2-تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ؛ اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که آنها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای دستیابی به اهدافتان استفاده کنید . دلائل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع , هدایت و رهبری کنند ,

 

اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید . هدف بزرگتر , برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند .

 

3-ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف , که موفقیت پیش از کارکردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفق شدن خوش شانس تر است .

 

از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید . اگر چیزی درست کار

نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خودداری کنید و کار دیگری انجام دهید .

 

4-ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را آغاز کنند , یاد بگیرند . شما باید بدانید 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کنار بگذارید .

 

این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یادبگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید .

 

بازاریابی شبکه ای انجام دادن آن است , نه فقط مطالعه کردن درباره آن . این نکته برای موفق شدن بسیار اهمیت دارد .

 

5-متمرکز ووسیع فعالیت کنید , نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هرآنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید .

 

اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت و تفریح یا تنها به عنوان یک درآمد نیمه وقت برای خود درنظر بگیرید , آنگاه شما عضوی بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد .

 

اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم از بازاریابی شبکه ای را دارید , باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید .

 

6-تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بار می آورد اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت , مثبت اندیش باشید . خود را برای فعالیت و کار مداوم روزانه قانون مند کنید . بدون در نظر گرفتن آن که هر روز چه احساسی دارید یا چه چیزی ذهن شما را درگیر کرده , روزانه کاری برای بهتر کردن تجارت خود انجام دهید .

 

آنچه شما را به خریداران و توزیع کنندگان می رساند یک برنامه ریزی روزانه است . خود را برای انجام دادن مداوم و روزانه قانون مند کنید . تلاش سازگار مداوم و پایا برای موفق شدن شما بسیار مهمتر و باارزش تر از این است که شما یک شلیک داغ و ناگهانی داشته باشید .

 

7-یک نگاه و دید دور اندیش داشته باشید . مطابق و درحدود بودجه خود برای تجارت کردن سرمایه گذاری و خرج کنید . برای درازمدت برنامه ریزی داشته باشید .

 

8-زمان می برد تا پایه های اساسی درآمد خود را بسازید و بالا ببرید , اما وقتی شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند (از زمان بهره دهی و به سود رسیدن ) باید بدانید که هیچ چیزی در دنیا بهتر از آن نمی باشد .

 

9-شما باید واقعا محصولات و فرصت هایتان را دوست داشته باشید . هیچ راهی وجود ندارد که شما موفق بشوید , بدون آنکه محصولات و فرصت هایتان را باور کرده یا درباره آنها مشتاق باشید . لزومی ندارد که شما اشتیاقی دیوانه وار داشته باشید . تنها یک نیروی ثابت کافی است . به شرط آنکه از باور واقعی و قلبی شما برآمده باشد .

 

یک سئوال خوب که شما می توانید پیش از وارد شدن به هرنوع سیستم بازاریابی

 

شبکه ای از خود بپرسید , این است که آیا من این محصول را با این قیمت پایین صرف نظر از امکانات و فرصت هایی که دارم می خرم ؟ پرسش دوم این است که آیا من به مادرم پیشنهاد می کنم که چنین محصولی تهیه کند ؟!

 

این دو پرسش شما را در انتخاب این دو اشتباه و احساس تأسف ناشی از آن در امان نگه  می دارد .

 

10-تجارت شما آن گونه که شما عمل می کنید به بار می نشیند . همچنین شیوه اندیشیدن شما درباره آن , چگونگی عملکرد شما را تعیین می کند , اگر شما فکر می کنید که درآمد شما در ماه 300 دلار است , به شیوه خاصی با آن برخورد می کنید , ولی اگر فکر کنید درآمدتان بالغ بر 10,000 دلار یا 100,000 دلار است به شکل دیگری با آن برخورد

 

می کنید . به خاطر بسپارید که به هرنحوی درباره این تجارت فکر کنید , همان طور هم نتیجه می گیرید , نحوه اندیشیدن شما , نوع درآمد زایی این تجارت را تعیین می کند .

 

11-از شکست نترسید . باید بیشتر دوست داشته باشید که خیلی زود به موفقیت نرسید . در این صورت شما اشتباه کرده اید . پاسخ همه پرسش ها را نخواهید دانست . شرکتی که شما با آن کار می کنید ممکن است از گردونه تجارت خارج شود . ممکن است فرصت های بسیاری را برای پیداکردن فرصت مناسب استفاده کنید یا به هدر بدهید . درک موفقیت اصولی بر پایه شکست ساخته شده است . تنها زمانی طرز کار کردن یک وسیله را یاد می گیرید که شیوه کار نکردن آن را یاد گرفته باشید . کنارگذاشتن شکست مسبب پیروزی است . از شکست هایتان درس بگیرید . خودتان را به سمت هدف هایتان پرتاب و به آنها حمله کنید . فهمیدن و درک کردن ترس از شکست بسیار با ارزش تر است .

 

پیروزی شامل فروتن بودن به میزانی است که شما به خودتان اجازه دهید اشتباهات را کنار بگذارید و از آنها درس بگیرید .

 

12-قابلیت یادگیری داشته باشید . شما دریک مدرسه هستید و هرروز چیز تازه ای یاد خواهید گرفت اگر در حال انجام دادن این تجارت هستید , شما مجبورید این تجارت را انجام دهید تا آن را یاد بگیرید . راه دیگری برای یاد گرفتن بازاریابی شبکه ای وجود ندارد .

 

وقتی چیزها درست کار نمی کنند تا پیدا کردن یک فرد موفق درآن کار , خودتان کارتان را چک کنید . به آنچه آنها می گویند گوش کنید . آنها با ارائه دلیل و مدرک موفق ترند . شما به طور موقتی احساس ناراحتی می کنید تا زمانی که کارها ی جدیدی که باید انجام دهید تا به وسیله آنها توانایی های مورد نیازتان برای یک بازاریاب برجسته بودن را کسب کنید برایتان به صورت یک عادت درآید .

 

با رغبت کامل به سمت پیشرفت تدریجی و مداوم پیش بروید . در این صورت سریعتر به موفقیت می رسید .

 

13-تمام خطوط ذهنی خود را همیشه پر نگه دارید . یکی از کلیدهای موفقیت این است که در آن سریع حرکت کنید تا زمان کافی برای پرداختن به شکست یا برگشت نداشته باشید , زیرا تمام ذهن شما بر فعالیت های مثبت متمرکز شده است , فعالیت هایی که اساس تجارت شما را می سازند .

 

وقتی همه خطوط ذهنی خود را پاک کنید , عدم علاقه مندی کسی باعث قرار گرفتن شما در سختی و موقعیت بد نمی شود و شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد .

 

14-از خودتان بپرسید امروز چه کاری می توانید انجام دهید تا بنای تجارت شبکه ای خود را عظیم تر کنید و سپس آن را انجام دهید .

 

15-تلفن بهترین دوست شماست . بر تلفن تسلط پیدا کنید و از آن ثروت به دست بیاورید  اگر از تلفن بترسید , هیچ گاه درآمد مهمی در بازاریابی شبکه ای به دست نخواهید آورد  از تلفن برای پرگویی روسا و خریداران خود استفاده کنید . خودتان باشید رفتار دوستانه داشته باشید و مشتاق و علاقه مند باشید . همیشه لبخند برلب داشته باشید به خصوص وقتی صحبت  می کنید .

 

16-ذهنیت دوراندیش داشته باشید . پیوسته به یگانه و یکتا بودن فکر کنید وراههای تازه ای برای به دست آوردن خریداران و توزیع کنندگان جدید خلق کنید وسپس آنها را انجام دهید .فکرکردن و عمل کردن باید دست دردست هم حرکت کنند .

 

17-بازاریابی شبکه ای برای همه کس نیست . سعی کنید با همه اشخاص درباره این نوع تجارت صحبت کنید زیرا مجبورخواهید شد درمورد شیوه کارکردن در این نوع تجارت با آنها صحبت کنید . شما نمی توانید نوع دیگری از تجارت برای آنها بسازید . بهترین موقعیت شما از درون داستان موفقیت خود شما خلق شود . باید به دنبال کسانی باشید که این تجارت را می خواهند و آمادگی پذیرش و فراهم کردن آنچه را شامل آن  می شود دارند . به همین دلیل و به همین سادگی , شما تنها یک جورکننده هستید نه یک فروشنده .

 

18-دقیقا از همین جایی که هستید آغاز کنید . شما نمی توانید موقعیت مالی خود را با خانه ساختن روی آن و پوشاندن آن یابا شکایت کردن از آن عوض کنید . تنها چیزی که موقعیت شما را تغییر می دهد , خود شما هستید . حتی اگر کاملا ورشکست شده اید می توانید موقعیت مالی خود را با بازاریابی شبکه ای بهبود ببخشید . تنها به یاد داشته باشید که ممکن است طول بکشد .احتمالا در این راه سختی و مشقت باید بکشید و همچنین خلاق باشید . شما می توانید , در صورتی که هرگز از پا نایستید . فرصت ها همیشه در خلال کار کردن ایجاد می شوند .

 

19-راستگو باشید و از قرار دادن همه فرصت ها بر پایه حرص و طمع خودداری کنید .

 

20-از خدا کمک بطلبید . برای برکت کارهایتان , معرفت , دوام , استحکام , نیروداشتن , خلاق و مبتکر بودن دعا کنید . او از شما محافظت و نگهبانی خواهد کرد با همه منابعی که به آن نیاز دارید , برای همه زندگی تان نه فقط برای این کار (بازاریابی شبکه ای) .

 

وقتی یک بازاریاب شبکه ای موفق شدید , به یاد داشته باشید که شما تنها فرد موفق دراین کار نیستید . سپاسگذار و حق شناس باشید . به نفس خود اجازه ندهید که شما را حقیر کند . ارزش ها همیشه پیش از سقوط و هبوط پیدا می شوند .

 

فراموش نکنید که از کجا آمده اید . به دیگران هم کمک کنید تا به موفقیتی معادل موفقیت و کامیابی شما برسند .

 

مجله همه چیز شماره 11و12

 

 

ای کاش می شد سلول های مغز نتورکرها را نشان داد تا ببینند به اندازه کف دست کارگران پینه دارد .  « همه چیز»

 

 

با تشكر از وبلاگ كوئستيها و Qi-Iran Team

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 6:7  توسط علی  | 

ضرورت ارتباط level به level در گلدكوئست

كمپاني گلدكوئست براي فروش محصولات خود از سيستم باينري استفاده كرده كه اين سيستم به صورت يك نفر به دونفر در پايين است و اين سيستم همينطور به صورت بي انتها ادامه مي يابد. در اين سيستم ترتيب قرار گرفتن سهم ها به صورت سطوحي است كه به اين سطوح اصطلاحا level گفته مي شود.

معمولا هر فردي كه عضو كمپاني گلدكوئست مي شود سعي مي كند كه ابتدا دو نفر اول خود را به سيستم معرفي كند. تجربه نشان داده است بعضي از اشخاصي كه قدم به سيستم مي گذارند به لحاظ روحيه ضعيف و جدي نگرفتن كار يا شك داشتن و ... (كه شرح آن به تفصيل در هشت دليل شكست توسط آقاي «جو» بيان شده) از سيستم فاصله مي گيرندو يا اصطلاحا تن به كار نمي دهند. همين باعث مي شود اشخاصي كه به اين سيستم معرفي كرده اند يعني زيرمجموعه هايشان بلاتكليف مانده و و به دنبال بالاسريهاي اين شخص بگردند و بعضي مواقع ديده شده كه سراغ بيش از 10 level بالاتر از خود رفته و از آنها براي پيشرفت در كار كمك خواسته اند.

اما خوب، كسي كه زيرمجموعه هايش تا حداقل 10 level پيشروي كرده كه فرصت كافي براي ساپورت كامل آن شخص نخواهد داشت.

روي صحبت من با كساني است كه به عللي از كم كاري بالاسريهاي خود ناراضي هستند. به آنها پيشنهاد مي كنم:

با اصرار تمام سوالات خود را از بالاسري مستقيم خود بپرسند و اگر بالاسريشان جواب سوال را نمي دانست از او بخواهند كه از بالاسري خودش سوال كند و همينطور كه سوال در سيستم رو به بالا  حركت مي كند ليدري پيدا مي شود كه در مورد سوال يا ابهام موجود ابهام كاملي دارد (چون در گلدكوئست هيچ سوال بي جوابي وجود ندارد)، پاسخ را به همين صورت كه آمده بر ميگرداند.

اين روش سه مزيت و دستاورد خيلي بزرگ دارد:

1-   ليدرهاي بزرگ به جاي گوش دادن به سوالات مكرر و بعضا ابتدايي وروديهاي جديد، مجموعه را بهتر و با آسايش بيشتر مديريت خواهند كرد.

2-    در اين بين و در راه پيدا شدن جواب اگر شخص تنبل يا غير فعالي در مجموعه وجود داشته باشد به خاطر پاسخ دادن سوال زيرمجموعه اش به تكاپو خواهد افتاد و چه بسا كه مشاهده پيشرفت ديگر اعضاي گروه در او ايجاد انگيزه براي فعاليت بيشتر نمايد.

3-   در اين روش همانطور كه سوال براي اين چند نفر در چند level مختلف ايجاد شده بود، آنها همگي از جواب سوال آگاهي كسب خواهند كردو علاوه بر اينكه به اطلاعات آنها در نتورك اضافه مي شود، اگر مورد مشابهي تكرار شد ديگر احتياجي به طي اين مراحل نيست، زيرا در مجموعه چند نفر هستند كه مي توانند مسائل موجود را حل كنند.

حال با تفاسير گفته شده توصيه مي كنم سعي نكنيم بالاسري و ليدر مستقيم خود را كنار زده و به سراغ ليدر هاي بزرگ برويم زيرا هم توهيني به ليدر خود كرده ايم و هم با توجه به فرصت كمي كه ليدرهاي بزرگ در اختيار ما مي گذارند، به خود و زيرمجموعه هايمان ضربه اي مهلك وارد كرده ايم.

 با تشکر از: رضا ش

Qi-Iran Team

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:36  توسط علی  | 

عشق بدون قید و شرط

داستاني را كه مي خواهم برايتان نقل كنم درباره ي سربازي است كه پس از جنگ ويتنام مي خواست به خانه ي خود بازگردد.

سرباز قبل از اين كه به خانه برسد، از نيويورك با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت: «پدر و مادر عزيزم، جنگ تمام شده و من مي خواهم به خانه بازگردم، ولي خواهشي از شما دارم. رفيقي دارم كه مي خواهم او را با خود به خانه بياورم.»

پدر و مادر او در پاسخ گفتند: «ما با كمال ميل مشتاقيم كه او را ببينيم.»

پسر ادامه داد: «ولي موضوعي است كه بايد در مورد او بدانيد، او در جنگ به شدت آسيب ديده و در برخورد به مين يك دست و يك پاي خود را از دست داده است و جايي براي رفتن ندارد و من مي خواهم كه اجازه دهيد او با ما زندگي كند.»

پدرش گفت: «پسر عزيزم، متاسفيم كه اين مشكل براي دوست تو به وجود آمده است. ما كمك مي كنيم تا او جايي براي زندگي در شهر پيدا كند.»

پسر گفت: «نه، من مي خواهم او در منزل ما زندگي كند.»

آنها در جواب گفتند: «نه، فردي با اين شرايط موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسؤول زندگي خودمان هستيم و اجازه نمي دهيم او آرامش زندگي ما را بر هم بزند. بهتر است به خانه بازگردي و او را فراموش كني.»

در اين هنگام پسر با ناراحتي تلفن را قطع كرد و پدر و مادر او ديگر چيزي نشنيدند.

چند روز بعد پليس نيويورك به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از يك ساختمان بلند جان باخته و آنها مشكوك به خودكشي هستند.

پدر و مادر او آشفته و سراسيمه به طرف نيويورك پرواز كردند و براي شناسايي جسد پسرشان به پزشكي قنوني مراجعه كردند.

با ديدن جسد، قلب پدر و مادر از حركت ايستاد. پسر آنها يك دست و يك پا داشت!!

 

منبع: ایران سرزمینی آباد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:56  توسط علی  | 

گلدكوئست، ايران و كمپاني هاي خارجي

همانطور كه مي دانيم كشورهاي دنيا از حيث پيشرفتهاي اجتماعي، اقتصادي و صنعتي به سه دسته تقسيم مي شوند:

1-   كشورهاي توسعه يافته: اين گونه كشورها نظير امريكا، روسيه، چين، آلمان، انگليس، فرانسه و ژاپن و ... كشورهايي هستند كه تا بحال دستاوردهاي علمي، صنعتي و اقتصادي زيادي داشته اند و در صف اول پيشروان علم و صنعت قرار دارند. اين كشورها به لحاظ اقتصادي و بازرگاني داراي بيلان كاري مثبت هستند و نسبت واردات آنها خيلي كمتر از صادراتشان است و عمده كارخانه هاي بزرگ دنيا در اين كشورها قرار دارند و كمپاني هايي كه از آنها به عنوان غول هاي اقتصادي نام برده مي شود در آن كشورها فعاليت مي كنند.

2-   كشورهاي در حال توسعه: اين كشورها كه از عقب ماندگي خود به ستوه آمده اند چند سالي است به اين فكر افتاده اند كه بايد به يك كشور توسعه يافته تبديل شوند. و تجربه كشورهايي نظير چين و ژاپن نشان داده است كه اين امر محقق خواهد شد؛ البته با يك عزم و اراده ملي كه برخاسته از تصميم يك ملت باشد و نه يك جناح سياسي خاص. از لحاظ اقتصادي كشورهاي در حال توسعه سعي مي كنند واردات و صادرات خود را در گام اول مساوي كنند و سپس به سوي صادرات بيشتر گام بر مي دارند.

3-   كشورهاي توسعه نيافته يا عقب افتاده: اين گونه كشورها به دليل مشكلات زيادي كه با آن دست و پنجه نرم مي كنند به كشورهاي فقير معروفند. آنها به علل مختلفي از جمله جنگ داخلي، عوامل طبيعي، نداشتن زيربناي سالم و محكم اقتصادي، سردمداران نالايق و مستبد و ... از گردونه اقتصاد جهاني عقب افتاده اند و كشورهاي مصرفي بار آمده اند. خوشبينانه ترين نوع بازرگاني كشورهاي فقير صادرات تك محصولي است. آنها مجبورند معادن طبيعي و مخازن گرانبها و سرمايه هاي ملي خود را به عنوان مواد اوليه به كشورهاي ثروتمند بفروشند و كالاهاي مورد نياز خود را از آن كشورها با قيمت هاي گزاف تهيه كنند. عمده ناآرامي هاي اجتماعي و اقتصادي در جهان نيز در كشورهاي فقير اتفاق مي افتد. اين كشورها معمولا آفريقا و آسياي جنوب شرقي و خاور ميانه بسيار يافت مي شوند.

و اما ايران؛

ايران كه پس از انقلاب سال 57 سعي داشت گامي بلند به همراه ملت خود به سوي اقتصاد نوين بردارد با يك جنگ فرسايشي هشت ساله مواجه شد كه جداي از هشت سال عدم رشد و هدر رفتن نيروي انساني و نيروي كار موجود در جامعه، خسارتي معادل بر ششصد ميليارد دلار! به ايران وارد شد كه بازسازي خسارات ناشي از اين جنگ تا اواسط دهه هفتاد شمسي ادامه داشت. از سال 76 به بعد ايران كم كم از يك كشور عقب افتاده به كشوري در حال توسعه تبديل شد تا جايي كه طي يكي دوسال اخير بيشترين رشد اقتصادي را در ميان كشورهاي خاور ميانه داشته است. 

در اين چند سال گذشته و در دولت آقاي خاتمي كم كم پاي كمپاني هاي بزرگ خارجي به ايران باز شد و در صنايع مختلف محصولات خود را به عرضه گذاشتند و در بيشتر موارد با اقبال عمومي مواجه شد تا جايي كه باعث ضربه خوردن به بدنه اقتصاد ملي شد و بسياري از كارخانجات و شركت هاي ايراني در معرض خطر ورشكستگي قرار گرفتند.

به طور مثال در عرصه تكنولوژي صوتي و تصويري و ارتباطي، كمپاني هاي كره اي و ژاپني و چيني حسابي پيشروي كردند تا جايي كه شركت هاي ال جي، سامسونگ، كنوود، سوني، جي وي سي و ... تمام بازار تلويزيون، ويدئو، سي دي، لوازم كامپيوتر و موبايل ايران را در سلطه خود گرفتند.

حالا ببينيم برخورد دولت ايران با اينگونه كمپانيها چگونه بود:

دولت ايران كه به خاطر عدم توانايي علمي و اقتصادي  براي مقابله با تكنولوژي پيشرفته اين كمپاني ها سياست «همزيستي مسالمت آميز» را در پيش گرفت. و به اين طريق كه با اخذ ماليات هاي سنگين شرايط را طوري تنظيم كرد كه اين شركت ها مجبور به تاسيس دفتر فروش در تهران شوند و راه را براي تبليغات كمپاني هاي خارجي در ايران باز كرد و خود شاهديم كه چگونه صفحات روزنامه ها و جعبه جادويي (تلويزيون) دستخوش تبليغات گسترده آنها شده است.

اكنون چند سالي است كه كمپاني چند مليتي كوئست اينتر نشنال كه به روش نتورك ماركتينگ يا بازاريابي شبكه اي محصولات خود را به فروش مي رساند با اتكا به مشتريان خود كه نقش بازارياب را در اين روش فروش ايفا مي كنند وارد ايران شده و با فروش سكه، ساعت و گردنبندهاي طلا و نقره كه اكثر آنها 24 عيار، سمبليك، و كلكسيوني هستند، كار خود را دنبال مي كند.

اما حالا ببينيد برخورد دولت با گلدكوئست را:

از همان روز اول كه گلدكوئست وارد ايران شد دولت شروع به تبليغات منفي با استفاده از ابزارهاي تبليغاتي همچون تلويزيون و روزنامه هاي وابسته به خود كرد كه هم اكنون نيز ادامه دارد.

اما چيزي كه بسيار براي مسئولين امر جديد و حيرت انگيز!! جلوه كرده  اين است كه در گلدكوئست از روش فروشي استفاده مي شود كه در آن تمامي دلال هاي اقتصادي و واسطه ها كه در هر صنفي در ايران بازار را در اختيار دارند حذف شده و كار بازاريابي به عهده تك تك مشتريان قبلي بر اساس سيستم درآمدزاي باينري نموده است. اينجاست كه دست تمام آقازاده ها و مافياي اقتصادي كه با سيطره كامل توانسته اند قيمت تمام محصولات را در اختيار داشته باشند‌ (اشاره به قيمت ميوه و مرغ و گوشت و سيمان طي سالهاي اخير) از درآمد گلدكوئست كوتاه خواهد شد.

حال مي خواهم مقايسه اي بين كمپاني گلدكوئست و يكي از كمپاني هاي خارجي مثلا سامسونگ بكنم:

1-   كمپاني سامسونگ تمامي محصولات خود را به روش فروش واسطه اي مي فروشد و مسلم است كه كالاهاي اين شركت بدون آنكه سودي براي مردم داشته باشد با قيمت هاي گزاف به فروش ميرسد؛ اما در گلدكوئست هر شخص خريدار اين فرصت را خواهد داشت كه در طرح بازاريابي اين شركت به سود برسد.

2-   شركت سامسونگ محصولات خود را به دست واسطه ها مي سپارد و طبيعي است كه وقتي براي خريد محصولات اين شركت به بازار مراجعه مي كنيم خواهيم ديد كه هر فروشنده اي قيمت خاصي ارائه مي كند؛ اما چون گلدكوئست محصولاتش را از طريق سايت اينترنت مي فروشدبنابراين قيمت ثابت خواهد بود و خريدار يقين دارد كه محصولات اين كمپاني فقط يك نرخ دارد.

3-   محصولات شركت سامسونگ كاملا مصرفي بوده و به طور مستقيم ارز را از كشور خارج مي كند و مسلم است كه كالاهاي اين شركت پس از فروش ديگر ارزش مادي نخواهد داشت؛ اما گلدكوئست علاوه بر اينكه مقداري از پول فروش محصولاتش را از طريق كميسيون يا پورسانت بالاسريها برمي گرداند، مقداري نيز طلا و نقره وارد كشور مي كند و همانطور كه همه مي دانيم ذخيره طلا و نقره هر كشور جزء داراييهاي آن كشور محسوب مي شود و محصولات كلكسيوني گلدكوئست در آينده نيز ارزش افزوده خواهد داشت.

4-   شركت سامسونگ با وارد كردن لوازم صوتي و تصويري و يا گوشي موبايل به همراه كمپاني هاي خارجي مشابه خودش باعث وارد آمدن جبران ناپذيري به شركت هاي ايراني مشابه ميشود اما فروش محصولات گلدكوئست به هيچ توليد كننده داخلي ضربه نمي زند زيرا مشابه محصولاتش در ايران پيدا نميشود!

5-   شركت سامسونگ چندين فرصت شغلي را در ايران از جوانان ايراني سلب مي كند اما گلدكوئست با طرح بازاريابي شبكه اي خود توانسته هم اكنون تعدادي از جوانان جواياي كار را به آينده اي بهتر اميدوار سازد.

حال با تفاسير بالا دولت ايران كه پس از چندين بار تقاضا بالاخره به عنوان عضو ناظر در سازمان تجارت جهاني پذيرفته شد اكنون مي تواند با نگرشي بهتر نسبت به گلدكوئست و نتورك ماركتينگ، برخورد مثبت خود را به سازمان تجارت جهاني اثبات كند چرا كه يكي از اصول در اين راه، عدم برخورد گزينشي دولتها با شركت هاي خارجي براي فروش محصولاتشان در آن كشورهاست.

و اين تبعيض ميان گلدكوئست و ديگر كمپانيهاي خارجي و همچنين برخورد مغرضانه دولت ايران با گلدكوئست كاملا مشهود است. چگونه است كه يك كمپاني مثل سامسونگ مي تواند براحتي و بدون هيچ مشكلي محصولات خود را بفروشد و حتي با صدا و سيما برنامه مشترك توليدي بسازد ولي گلدكوئست يك كمپاني كلاهبردار است؟؟؟!!!!

مسلما اگر گلدكوئست هم براي فروش محصولاتش در ايران به دولت متوسل مي شد وضعيت به گونه اي ديگر بود؟؟؟

راستي داشت يادم مي رفت؛ خوب گلدكوئست كه به ملت ايران سود مي رساند و دولت هم كه متعلق به مردم است.

پس ديگر مشكل چيست؟؟

 

با تشکر از لیدر خوبمان: رضا ش

Qi-Iran Team

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 22:56  توسط علی  |